شيخ حسين انصاريان
32
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
امتناع نداشت ، وقتى از او دعوت مىكرديم اجابت مىفرمود . به خدا قسم با اين كه به او نزديك بوديم و او هم با ما نزديك بود ، ولى انگار از عظمت و بزرگىاش ياراى سخن گفتن با او را نداشتيم . اهل دين را فوق العاده گرامى مىداشت و با افتادگان نشست و برخاست مىنمود . در زمان حكومتش هيچ قدرتمندى از ترس عدالتش جرأت اعمال زور و سلطهاش را نداشت و هيچ ضعيفى از رسيدن به عدل على مأيوس نبود . خدا را به شهادت مىطلبم كه شاهد شبهاى على بودم ، زمانى كه پرده تاريك شب به رخسار جهان در مىافتاد و ستارگان در آسمان دنيا به جلوهگرى مىنشستند ، او محاسن خود را به دست مىگرفت و چون آدم مار گزيده به خود مىپيچيد و چون انسان غصهدار اشك مىريخت و مىگفت : دنيا برو غير مرا گول بزن . خود را به من عرضه مكن و براى جلب من ، متوسّل به هفت قلم آرايش مشو . چه دور است ، چه دور است كه بتوانى مرا فريب دهى ، من تو را سه طلاقه كردهام و جاى هيچگونه رجوعى براى تو باقى نگذاشتهام مدّت تو بسيار كوتاه و خطرت براى فرزند آدم بزرگ است و عيش و خوشيت اندك . آه كه توشهام براى سفر آخرت كم است واى كه عبادتم براى دفع وحشت از راهى كه در پيش دارم اندك است . ناگهان معاويه گريست و گفت : خدا رحمت كند ابوالحسن را ؛ كه به خدا قسم اين چنين بود . سپس گفت : اى ضرار ! حزن و اندوهت نسبت به او چگونه است ؟ گفت : مانند كسى كه فرزندش را در لانهاش سر بريده و گريه گلوگير او شده و از غصه آرام نمىگيرد و اندوهش به پايان نمىرسد ! ! « 1 »
--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 213 .