شيخ حسين انصاريان

13

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

فراخى و آسودگى اقامت كنند ، فرو روند در درياى حيات الهى و محكم سازند خندق‌هاى شكيبايى و بگذارند از پل‌هاى نهرهاى بزرگ هواهاى نفسانى ، آن‌گاه كه منزل كنند به سرچشمهء بادبان‌هاى آن كشتىهاى مراد و حركت كنند در درياى بهبودى ، تا وقتى كه برسند به سواحل آسايش و معدن و محلّ بزرگى و جلالت . يافعى مىگويد : من نيز نثراً و نظماً در اين معانى چيزى نگاشته‌ام كه قسمتى از آن بدين شرح است : چون از جانب حق به عباد ، امور معنوى و ترقّيات روحى و عنايات و الطاف خاصه برسد ، از خود آنچه غير اوست دور كنند و به طرف مقامات پيوستگى سفر كرده و با كرامت و زهد و تقوا يارى جويند ، تقوايى كه گويا اجزائش به آب پاكى و يگانگى و پسنديدگى خمير شده ، اسب‌هايشان در باغ رياضت در حركتند و پنهان مىنمايد . توسن سركش نفس را آن چنان لجام مىزنند كه به غير صاحب خود نتواند به جايى بنگرد و آن‌ها را به تازيانهء ترس بازدارند و به اسباب آرزومندى حركت دهند و آن‌ها را به منتهاى آرزومندى كه رسيدن به حق است ، در پهنهء سختى و رنج برانند ، تا آن‌گاه كه به جاى پاكيزهء با عظمتى برسند و دست يابند به مراتب عالى باز نيت‌هاى سپيدى و عرايس انوار در باغات خوشى و معارف اسرار . اين راهى كه طى مىكنند پر است از لشكرهاى آرزوهاى نفسانى ، ولى اينان بازدارند آن لشكرها را از هجوم به خود و بكشند نفوس آرزوها را به شمشيرهاى خلاف نفس و بزنند سواران طبع سركش را به نيزه‌هاى ترك عادات گذشته و پاكيزه كنند به آب ديده ناپاكى گناهان خود را و بدىها و ساير برنامه‌هاى زشت را ، تا بىعيب شود عبادت آن‌ها و نياز آنان فقط نياز به پاكيزگى جان و نماز شود ، از دردهاى دوستى غلط دل آنان علاج شود ، درخت‌هاى بدى طبع را به آتش اندوه دل غمين بسوزانند و با گلاب اوراد و اذكار خود را