شيخ حسين انصاريان

113

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

معاويه براى تثبيت جانشينى يزيد ، لباس‌هاى رنگارنگى كه مناسب مصلحت يزيد بود به خود مىپوشيد و بالاخره آن جانى سگ‌باز و شراب‌خوار و قاتل را براى بعد از خودش به جان و مال و ناموس و آبروى مردم مسلّط كرد ! ! و آن همه جنايات خودش و جانشينى يزيد را فقط با كمك عالمان هوىپرست انجام داد ! ! حاكمان ديگرى كه پس از معاويه و يزيد ، روى كارآمدند ، به برنامه‌هاى آن دو نفر عمل مىكردند و گاهى به جنايات آنان مىافزودند ؛ عمّال بنىاميّه مردم را به انواع ناراحتىها و شكنجه‌ها مبتلا مىساختند ، اين شكنجه‌ها ملّت‌هاى غير عرب را هم مىگرفت ، بنىاميهء غيرعرب را با كمال ذلّت و در نهايت سختى به بندگى و اسارت مىكشيدند . هر عربى كه از روى ميل حاضر نبود كه گوشت و خون خود را در اختيار بنىاميه بگذارد به قتل مىرسيد ؛ بنىاميه افرادى را براى دريافت ماليات بر سر مردم گمارده بودند ، كه بر انواع و مقدار آن بيفزايند و با شديدترين شكنجه و سنگدلى آن را وصول كنند . عبدالملك بن مروان در حكومت خود براى جان و مال مردم ارزشى قائل نبود ، او دستور داد چاه‌ها و چشمه‌هاى بحرين را ويران كنند تا اهالى آن به فقر و فلاكت بيفتند و در برابر حكّام تسليم شوند و حكومت حجاز و عراق را بدست خونخوار بىنظيرى چون حجّاج بن يوسف سپرد ! ! يزيد بن عبدالملك بن مروان روزى سخت در مستى فرو رفت ، در حالى كه يكى از كنيزانش به نام حبابه پيش او بود ، موقعى كه به طرب آمد گفت : بگذاريد پرواز كنم . حبابه گفت : مردم را به چه كسى مىسپارى ؟ يزيد پاسخ داد : به تو ! ! بنى اميه روى منبرها و در خطبه‌هاى نماز جمعه و در قنوت نماز ، دستور اكيد داده بودند كه به بهترين خلق خدا وجود مقدّس اميرالمؤمنين عليه السلام دشنام و ناسزا بدهند ! ! و البته حكّام بنىاميّه تمام اين برنامه‌ها را با دلگرمى به عالمان هوىپرست انجام مىدادند ؛ زيرا عالمان دربارى و وعّاظ سلاطين ، تمام اين جنايات را در نظر تودهء عوام