شيخ حسين انصاريان
6
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
شاهد باشيد كه من به آنان مشتاقترم « 1 » . 2 - سيماى عارفان يكى از تربيتشدگان اين مكتب مىگويد : در بعضى از سفرها به بزرگى برخوردم كه سيمايش به سيماى عارفان مىماند . با او همراه شده در عرض طريق به دو گفتم : « كَيْفَ الطّريقُ إِلى اللّه » ؟ راه به سوى خدا چگونه است ؟ گفت : « لَوْ عَرَفْتَ اللّهَ لَعَرَفْتَ الطَّريقَ » . اگر او را يافته بودى راه به سوى او را نيز آگاه مىشدى . پس گفت : اى مرد سالك ! بگذار و دور كن از خود خلاف و اختلاف را . گفتم : علما را چگونه خلاف و اختلافى خواهد بود ؟ چه آنها مؤيّد از جانب حقّند . گفت : چنين است كه مىگويى الّا فى التجريد التوحيد . به دو گفتم : معناى اين جمله چيست ؟ گفت : « فِقْدانُ رُؤْيَةِ ما سواهُ لِوِجْدانه » . با بودن او غير را نديدن . كه منظور از اين جمله نفى هر معبود باطل و مقيّد بودن به طاعت و عبادت حق است . به دو گفتم : « هَلْ يَكُونُ الْعارِفُ مَسْروراً » ؟ آيا عارف را خوشحالى هست ؟ جواب داد : عارف را با اتّصال به خدا اندوه هست ؟ گفتم : « أَلَيْسَ مَنْ عَرَفَ اللّهَ طالَ هَمُّهُ » ؟ نه اين است كه هركس او را شناخت دچار اندوه هميشگى مىگردد ؟ گفت : « مَنْ عَرَفَ زالَ هَمُّهُ » . هركس او را شناخت اندوهش براى هميشه بر طرف مىشود كه اهل معرفت را [ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ] * .
--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 94 .