شيخ حسين انصاريان

41

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

تا اگر اندر هر دو كون هيچ مكافات نباشد چون رضاى حق يافته است بسنده باشد . باز هرچه كند كردهء خويش نبيند ، از آن كه چنان كه وى حق نيست فعل وى هم حق نيست ، چون بيند كه من چه كردم چيزى كه همى بيند غير حق است اخلاص نيست ، پس تا هر دو كون و مافيها بنده از عمل برنگيرد عمل وى به اخلاص نگردد ، اخلاص معاملت بدين صعبى است ، اخلاص اعتقاد چگونه بود ؟ از اين معناست كه حق تعالى همهء خلق را به اخلاص فرمود : [ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ] « 1 » . در حالى كه فرمان نيافته بودند جز آن كه خدا را بپرستند ، و ايمان و عبادت را براى او از هرگونه شركى خالص كنند . تا نقش خيال دوست با ماست * ما را همه عمر خود تماشاست آنجا كه وصال دوستان است * و اللّه كه ميان خانه صحراست وانجا كه مراد دل برآيد * يك خار به از هزار خرماست « 2 » اخلاص آن است كه ديدار خويش از فعل بردارى ، يعنى چون فعل خويش ديدى خويشتن ديدى و خويشتن بين خداى بين نباشد . موحد را توحيد بايد و توحيد ، يكى ديدن است و مؤمن را اخلاص بايد و اخلاص ، يگانه بودن است . اگر خواهيد تا موحد و مخلص باشيد خويشتن و آنِ خويشتن مبينيد ، حق را مطيع باشيد و آن طاعت خويش منّت حق بينيد و از حق بينيد كه منت نهاد بر تو

--> ( 1 ) - بينه ( 98 ) : 5 . ( 2 ) - مولوى .