شيخ حسين انصاريان
131
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
به اين خاطر حركت با پاى عقل تنها به جايى نميرسد . خداوند به چاه بدبختى دراندازد آنان كه در حق انبيا بدون تكيه بر برهان الهى نظر دادند و چشم دلشان را كور كند ، آنان كه خواستند بدون چراغ الهى در حق پيامبران اظهار نظر كنند . كجا به حقيقت آن بزرگواران مىتوان رسيد كه هر دستى از رسيدن به مقام آنان كوتاه و هر پايى لنگ است ، چگونه قدر و قيمت آنان را مىتوان يافت كه آنان در نزد حق از قرب منزلت خاص برخوردارند ؟ ! اگر آنان را با كسى در افعال و اقوال مساوى و برابر بدانى به گناه خطرناكى و به عمل بسيار بدى دچار شدهاى ، علاوه مقام آن بزرگواران را منكر شده ، امتيازات الهى آنان را پنهان داشتهاى ، در اين صورت از درجهء ايمان و حقايق آن و از مدار معرفت خارج گشته و بندهء ناسپاس و بدبختى شدهاى . بر تو باد ، بر تو باد ! از اين كه بدون حجت قوى و برهان جلى در حق آن عباد پاك و بندگان مخلص حق ، اظهار نظر كنى . اين شرمندهء مسكين و سرافكنده مستكين به محضر مقدس رسول اسلام صلى الله عليه و آله عرضه داشتهام : عزيز آن جان كه جانانش تو باشى * قوى آن دل كه سلطانش تو باشى بلند آن سر به عالم گردد اى دوست * كه باشد گوى و چوگانش تو باشى به محصول ابد خواهد نشستن * درختى را كه دهقانش تو باشى غنى هر دو عالم گردد آن كس * كه در يك لحظه احسانش تو باشى سر و سامان بگيرد در دو عالم * هر آن دل را كه سامانش تو باشى چمن آرا شود هر گل كه در عشق * در اين عالم گلستانش تو باشى شود روشنتر از خورشيد عالم * هر آن جانى كه عرفانش تو باشى