شيخ حسين انصاريان
111
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
دنيا رفتند و شما ظالم و تجاوزكاريد ، ولى اگر يك يا چند انسان در امروز دواى بيمارى سل را به جهت سودپرستى كه آشكارترين مصداق هواپرستى است براى بالا بردن قيمت آن احتكار كنند ، بدون ترديد اينان ستمكار و متعدى و مبارزه كنندهء با حق و محارب با خدا هستند . برويم به سراغ آرزوهاى دور و دراز كه موجب فراموش شدن ابديت مىگردد . نخست اين نكته را در نظر مىگيريم كه فرق ميان آرزو و اميد در اين است كه اميد عبارت است از خواستن مطلوبى كه در آينده قابل تحقّق است و چون قابل تحقّق است بالضروره مبتنى بر واقعيتها و يا برآنچه كه قابل تبديل به واقعيتها است مىباشد . لذا اميد ، آن پديدهء روانى است كه هرچه بر واقعيتها و حقايق بيشتر تكيه داشته باشد مفيدتر و محركتر خواهد بود ، بر خلاف آرزو كه با امثال اين جملات « اى كاش چنين باشد » « اى كاش چنين پيش آمد كند » ابراز مىگردد ، لذا آرزو نوعى خواستن است كه خواسته شده فعلًا تحقّقى ندارد و از عوامل و عللى كه ممكن است آن خواسته شده را در آينده تحقق ببخشد اثر و نشانى وجود ندارد . به همين جهت است كه انسان در حال آرزوهاى دور و دراز مجبور است انرژىهاى مغزى خود را در ساختن تصنعى علل و عوامل و جابجا كردن حقايق و حذف و انتخاب نامعقول واقعيتها مستهلك نمايد ، در صورتى كه اين نيروها و انرژىهاى مستهلك شده ممكن است آرمانهاى بسيار مفيدتر و ضرورىتر از آن خواستههاى آرزويى را تحقق ببخشد . نتيجهء تباه كننده ديگرى را كه آرزوهاى دور و دراز دربردارد همان است كه موجب ناپديد شدن آخرت و سراى ابديت و لقاء اللّه از افق روح آدمى مىباشد . اين همان خطر بزرگ است كه سر راه حيات هدفدار انسانها را مىگيرد و از حركت در مسير تكاملى حيات معقول بازمىدارد .