شيخ حسين انصاريان

35

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

دربان سراى را بر آن داشت كه طبق رطب را نزد من آورد ، در اين هنگام دربان طبق را در برابر من بر زمين نهاد و گفت : اين هديه فلان است ، من از مشاهدهء آن وضع سخت آزرده‌خاطر و خشمگين شدم ، چندان كه دربان را از خدمت براندم و ظرف رطب را به آورندهء آن بازگرداندم ولى روز ديگر چون متداعيان محضر قضا در آمدند نتوانستم آن دو را به يك چشم بنگرم و در دل خود به يك منزلت قرار دهم ؛ زيرا طبق رطب ، هر چند كه من آن را مسترد داشته بودم اثر خود را در نفس من باقى گذاشته بود . اكنون بينديش تا اگر آن را پذيرفته بودم و كام خويش را با آن شيرين ساخته بودم حال من بر چه منوال بود ؟ ! سپس قاضى با لحنى حاكى از خشم و تأثّر گفت : در چنين روزگارى كه خلق آن بر اين گونه دستخوش فساد شده‌اند من بر دين خود مىترسم و بيم آن دارم كه از سر غفلت به دام حيلهء ايشان در افتم و نقد ايمان و سرمايهء تقواى خود را بر سر كار قضا نهم . آن گاه قاضى از سر تضرّع گفت : مرا از بند اين مسئوليت برهان كه خداى تو را از هر بند برهاند و از ادامهء اين خدمت معذور دار كه خداى عذرهاى تو را بپذيرد . شرايط قضا در كلام امام على عليه السلام جامع‌ترين نصّى كه شروط و قيود و صلاحيت قاضى را با دقيق‌ترين تعبير بيان كرده ، فصلى از فرمان اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر است كه در آن فرمان ملكوتى مىفرمايد : براى تصدّى وظيفهء قضا و حكومت ميان مردم ، كسى را برگزين كه به عقيدهء تو از همگى افراد رعيت برتر باشد ، از آن گونه شخصيت كه تراكم قضا او را به تنگنا