شيخ حسين انصاريان
22
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
بنابراين از آنان روى برتاب و پندشان ده ، و به آنان سخنى رسا كه در دلشان اثر كند بگوى . در اين دو آيه سخن از وضع اهل نفاق است كه از حكم خداى و رسول روى گردانده به طاغوت اقبال مىكنند ، خداوند مىفرمايد : روى آوردن به حكم طاغوت مورث مصيبت و بدبختى است و سببش همان توجه به طاغوت است ، اين بدبختى هم در دنيا گريبانشان را مىگيرد و هم در آخرت و اين نتيجهء كار كرد خود آنان است ، آن گاه به جانب پيامبر آمده و رجوع خود را به طاغوت عذر آورده و به خداوند قسم مىخورند كه منظورشان از روى آوردن به طاغوت نيكى و آشتى بوده ، خداوند از ضمير آنان آگاه است ، از ايشان اعراض كن و آنان را موعظه نما و در خودشان گفتارى رسا بگو . از اين آيه استفاده مىشود كه جاى قول بليغ به هنگام وعظ و نصيحت است . واعظ آن چنان بايد بگويد كه مستمع به زشتى كردارش و عقوبتى كه از پى دارد آگاه شود و به نيكى عملش و اجرى كه به دنبال دارد واقف گردد . واعظ و قول بليغ آنان كه به عنوان واعظ و گويندهء مشغول خدمتند بايد توجه داشته باشند كه كرسى وعظ جاى خودنمايى و ميدان زورآزمايى مطالب علمى و پيچيده نيست كه به فرمودهء رسول اسلام صلى الله عليه و آله هر گويندهاى در قيامت به مقدار وقتى كه از مستمعان گرفته مسئول است . گوينده موظف است گفتارش را اولًا : از كتاب خدا و « نهج البلاغة » و « صحيفه سجاديه » و كتب معتبر روايى و علمى اخذ كند ، سپس آن را با بيانى رسا به سمع مستمع برساند ، به نحوى كه سادهترين افراد و حتى آنان كه