شيخ حسين انصاريان

66

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

آخرين صفتى كه انسان را حاصل شود ، تا او مكلّف و مخاطب تواند بود شهوت است ، چون شهوت ظاهر گشت و روح بدان صفت و آن محل تعلّق گرفت ، از مشيمهء غيب تمام شهادت بيرون آيد ، اگر صاحب سعادت است در حال به دست قابلهء نبوت رسد ، او را به مهد شريعت نهد و دست و پاى او را به اوامر و نواهى بربندد و به پستان طريقت و حقيقت مىپرورد . و پرورش او در آن است كه هر تعلّق كه روح از ازدواج قالب با موجودات يافته است ، به واسطهء حواس و قواى بشرى و ديگر آلات انسانى جمله به تدريج باطل كند ؛ زيرا كه هر يك او را واسطه حجابى و بعدى شده است و سلسله گردن او آمده و وحشتى با حق پديد آورده و از ذوق شهود آن جمال و جلال بازمانده ، چون هر يك از آن تعلّقات باطل كند ، حجابى و بندى و غلى از او برمىخيزد و قربتى پديد مىآيد و نسيم صباى سعادت بوى انس حضرت به مشام جانش مىرسد ، فرياد در نهاد روح مىافتد و آن در سروى مىگويد : باد آمد و بوى زلف جانان آورد * و آن عشق كهن ناشده ما نو كرد اى باد تو بوى آشنايى دارى * زنهار به گِرد هيچ بيگانه نگرد اينجا طفل روح پرورده دو مادر شود ، از يك جانب از پستان طريقت شير قطع تعلقات و مألوفات طبع مىخورد و از يك جانب از پستان حقيقت شير واردات غيبى و لوايح و لوامع انوار حضرت مىخورد از اين روضه و غدير ، تا آن كه به تصرفات واردات و تجلّىهاى انوار ، روح از بند تعلّقات جسمانى آزاد شود و از حبس صفات بشرى خلاص يابد و به سر حد نظر اولى رسد و باز مستحق خطاب : [ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ] « 1 » . آيا من پروردگار شما نيستم ؟

--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 172 .