شيخ حسين انصاريان
103
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
جزع مىشود و چون كسى مىخواهد مزاحمش شود به هر طريقى كه بتواند ولو به گريه و فرياد از تجاوز او جلوگيرى مىكند . كودك هم چنان بر اين حال است تا به حدّ رشد و عقل برسد و حق و باطل و خير و شر را تشخيص داده و به آنچه درك مىكند اعتراف نمايد ، در اين هنگام است كه بسيارى از حق و باطلها و خير و شرها در نظرش برعكس مىشود ، يعنى بسيار از امورى كه به نظر حق بود ، باطل و باطلها حق مىگردد . حال ، اگر در همان اوان بخواهد نسبت به حق و باطلهاى دوران كودكيش كه مصادر همهء آنها هواى نفس و اشتهاى دلش بود ، پافشارى كند و زير بار احكام عقلش در تعيين حق و باطلها نرود ، خداى تعالى بر دلش مهر مىزند ، در نتيجه به هيچ حقى برنمىخورد ، مگر آن كه آن را باطل جلوه مىدهد و به هيچ صاحب حقى بر نمىخورد ، مگر آن كه به حقش ستم مىكند و اما ، اگر عنايت الهى او را دريابد همهء غرائز او و از آن جمله : حرصش بجاى حرص بر هواى نفس ، حرص بر حقطلبى مىشود ، چنين كسى ديگر در برابر هيچ حقى استكبار نمىورزد و هيچ صاحب حقى را از حقش منع نمىكند . پس هر انسانى در همان آغاز تولدش و در عهد كودكى و قبل از رشد و بلوغش مجهّز به حرص شديد هست و اين حرص شديد بر خير صفتى است كمالى كه اگر نبود به دنبال كمال و جلب خير و دفع شر از خود بر نمىآمد ، هم چنان كه قرآن كريم فرمود : [ وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ] « 1 » . و همانا او نسبت به ثروت و مال سخت علاقهمند است [ و به اين سبب بخل مىورزد ] .
--> ( 1 ) - عاديات ( 100 ) : 8 .