شيخ حسين انصاريان
358
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
درخت نارنج بود با كره و كامله * زنفخ باد بهار به باغ شد حامله طفل سمينى بزاد بىمدد قابله * طفل سمينش بدن پُر بود از آبله به چهر گلگونش ماند آبلهء آبدار بر زبر شاخ بين سيبك سيمين زغن * نيمرخ سرخ دوست نيم رخ زرد من عاشق و معشوق بين رفته به يك پيرهن * نى غلطم عاشقى است كشتهء خونين كفن به جرم دلدادگى زدند او را به دار درخت امرود بين حكمتى انگيخته * صراحى ساخته شكر در او ريخته مشك و گل زعفران به هم برآميخته * برابر آفتاب به شاخ آويخته كز پى شش مه شود دواى بيمار زار مهندس طبع ساخت زهندوانه كُره * علوم جغرافيا دَرج در او يكسره جزيره و بحر و بر چشمه و كوه و دره * بعرض چون بايدش زدن خط دايره بزن خط استوا به خط نصف النهار روى دل آراى به از چه سبب زرد شد * چهر مصفاى او از چه پر از گرد شد