شيخ حسين انصاريان
313
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
مىكنند براى اين كه اهل و سزاوار عبادت است . چون خدا را داراى اسماى حسنى و صفات عليايى كه لايق شأن اوست شناختهاند و در نتيجه فهميدهاند كه خداوند عزيز ، پروردگار و مالك سود ايشان و اراده و رضاى ايشان و مالك هر چيز ديگرى غير ايشان است . و اوست كه به تنهايى تمام امور را تدبير مىكند ، خدا را اين چنين شناختند و خود را هم فقط بنده ديدند و چون بنده شأنى جز اين ندارد كه پروردگارش را بندگى نموده ، رضاى او را به رضاى خود و خواست او را بر خواست خود مقدم بدارد ، لذا اولًا به عبادت خدا مىپردازد و ثانياً از آنچه كه مىكند و آنچه كه نمىكند جز روى خدا و توجه به او چيز ديگر در نظر نداشته طمع نمىدارد ، نه التفاتى به عذاب دارد تا از ترس آن به وظيفهء خود قيام نمايد و نه توجهى به ثواب دارد تا اميدوار شود ، گو اين كه از عذاب خدا ترسنده و به ثواب او اميدوار هست ، و لكن محركش براى عبادت و اطاعت خوف و رجا نيست و كلام اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه كه عرض مىكند : من تو را از ترس آتشت و به اميد بهشتت عبادت نمىكنم ، بلكه بدان جهت عبادت مىكنم كه تو را اهل و سزاوار عبادت يافتم « 1 » ، به اين معنى اشاره دارد . اين دسته ، از آنجايى كه تمامى رغبتها و اميال مختلف خود را متوجه يكسو كردند و آن هم رضاى خداست و تنها غايت و نتيجهاى كه در نظر گرفتند خداست ، لذا محبت به خدا در دلهاشان جايگير شده است . آرى ، اين دسته خداى تعالى را به همان نحوى شناختند كه خود خداى تعالى خود را به داشتن آن اسما و صفات معرفى كرده و چون او خود را به بهترين اسما
--> ( 1 ) - عوالى اللآلى : 2 / 11 ، حديث 18 ؛ بحار الأنوار : 67 / 234 ، باب 54 .