شيخ حسين انصاريان
296
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
[ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ * وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ ] « 1 » . و بايد بداند كه خداى عزوجل يكى است ، نه چون هر يكى ، بل ذات او قديم و ازلى است و ابدى ، يعنى هميشه بود و هميشه باشد و هر چه غير اوست ، اول نبود و آخر هم نباشد . اول و مبدأ همه چيز از اوست و آخر همه چيز و رجوع آن به اوست ، ظاهر همه چيز بدوست و باطن همه چيز خود اوست . [ هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ] « 2 » . اگر نه تجلى وجود ، وجود او بودى ، هيچ چيز را به خود وجود نبودى و اگر نه فيض و عنايت و حفظ او بودى ، هيچ چيز را وجود نماندى . از جمالت نمىشكيبد دل * مىبرد عقل و مىفريبد دل عشقت اى دوست مىكند پيوست * حلقه در گوش عاشقان الست عاشقان تو پاك بازانند * صيد عشق تو شاهبازانند اى غم تو مجاور دل من * وز دو عالم غم تو حاصل من هست عشق آتشى كه شعلهء آن * سوزد از دل حجاب هر حدثان چون بسوزد هواى پيچا پيچ * او بماند جز او نماند هيچ عشق و اوصاف كردگار يكى است * عاشق و عشق و حسن يار يكى است « 3 » او را نه شريك است و نه وزير و نه يار و نه نظير و نشايد كه گويند : كجاست و نه بر
--> ( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) : 19 - 20 . اگر بخواهد شما را از ميان مىبرد ، و خلقى جديد مىآورد . * و اين [ كار ] بر خدا دشوار و گران نيست . ( 2 ) - حديد ( 57 ) : 3 . اوست اول و آخر و ظاهر و باطن ، و او به همه چيز داناست . ( 3 ) - عشاقنامه ، فخرالدين عراقى .