شيخ حسين انصاريان

259

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

عجوز دنيى دون با كمند مكر و فسون * فكنده رستم دستان بسى به خاك هلاك بدان كه طالب كمال را بعد از حصول استعداد ، ازالت موانع واجب باشد ، صاحب خلوت بايد كه موضعى اختيار كند كه آنجا از محسوسات ظاهر و باطن ، شاغلى نباشد و قواى حيوانى را مرتاض گرداند و از افكار مجازى به كلى اعراض كند و آن فكرهايى بود كه غايات آن راجع به مصالح معاش و معاد باشد و مصالح معاش ، امور فانى باشد « نه آنچه ضرورت دارد و به آن نياز هست » و مصالح معاد ، امورى باشد كه غايات آن حصول لذات باقى باشد نفس طالب را . و بعد از زوال موانع ظاهر و خالى كردن باطن از اشتغال به ما سوى اللّه بايد كه به همگى همت و جوامع نيت اقبال كند بر ترصّد سوانح غيبى و ترقّب واردات حقيقى كه آن را تفكر خوانند . چو بنشيند به خلوت يار با يار * نفس نا محرم افتد هم چو اغيار « 1 » ندانى كرد هرگز خلوت آغاز * مگر از هر چه دارى خو كنى باز * * * برو كنجى گزين و توشه‌اى گير * زمردم تا توانى گوشه‌اى گير * * * چو خو كردى به تنها بودن اى دوست * شوى آگه كه تنهايى چه نيكوست هر كه را از تنهايى وحشت و به خلق انس بود ، از سلامت دور است ، از روزگار آدم تا كنون هيچ فتنه ظاهر نشد ، مگر به سبب آميختن با خلق و از آن وقت ، باز تا امروز هيچ كس سلامت نيافت ، مگر آن كه از اختلاط كناره گرفت . و چون در خلوت با حق باشى ، دل از وساوس در تفكر نگه دار و اگر ترسى از خداى ترس و اميد به دو دار و پناه از او به دو آر ؛ كه هر كه عزلت گزيند و در عزلت به

--> ( 1 ) - عطار نيشابورى .