شيخ حسين انصاريان

129

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

كاروان من نام‌نويسى داشتند . با احترام هر دو را سر جاى مخصوص به خودشان نشاندم ، يكى از بدرقه‌كنندگان سفارش هر دو را با حالتى خاص به من داشت . زيارت عالى عتبات را در عراق طى كرديم ، پس از آن عازم حج شديم ، به مدينه رسيده مدتى در آنجا اقامت كرديم ، سپس آمادهء رفتن به ميقات شديم ، در بين مسافران آن سال من ، آن مرد و زن حال ديگرى داشتند ، انقلاب حال به آنان مهلت نمىداد ، تا به مسجد شجره رسيديم ، جمعيت در آن ناحيه موج مىزد ، هر كس با سرعت هرچه تمام‌تر به فكر محرم شدن بود ، پيرمرد از من مهلت خواست تا غسل كند ، وسائل غسلش را فراهم كردم ، غسل كرد و دو پارچهء احرام را بر خود بست ، گريه به او مهلت نمىداد ، او را براى گفتن تلبيه حاضر كردم ، سؤال كرد : معناى تلبيه چيست ؟ عرضه داشتم : يعنى : اى خداى مهربان ! مرا دعوت كردى به حريم قرب تو درآيم ، آمدم ؛ گفت : آه معناى تلبيه اين است ؟ ! يكى دو بار در شدت انقلاب حال گفت : خدايا آمدم ، آمدم و ناگهان نقش زمين شد ؛ با كمال حيرت بالاى سرش قرار گرفتم ، ديدم از دنيا رفته است . محرمات احرام زائر چون تلبيه گفت بيست و پنج چيز بر او حرام مىشود و حرمت اين بيست و پنج مرحله براى اين است كه انسان براى رسيدن به قسمتى از درجات بندگى و اخلاص آماده گشته ، بتواند به حضور مقدس آن جناب و حريم حرم آن محبوب واقعى بار يابد . معلوم نيست آنچه در توضيح اين بيست و پنج مسئله بيايد ، فلسفه و اسرار آن باشد كه عقل ناقص ما از درك بسيارى از حقايق عاجز است ، ولى مىتواند