شيخ حسين انصاريان
86
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
در دوست نشستند و دست از غير حضرت او با همه وجود شستند . عشقى جز عشق او نخواستند و پيشانى جز به خاك بندگى او نگذاشتند ، تمام درهاى رحمت حق را به روى خود باز كرده و هر در شرى را به روى خويش بستند و با تمام هستى خود به پيشگاه حضرت او عرضه داشتند : زنده عشق تو آب زندگانى كى خورد * عاشق رويت غم جان و جوانى كى خورد جان چو باقى شد زخورشيد جمالت تا ابد * ذرهاى اندوه اين زندان فانى كى خورد گر فصيح عالمى باشد به پيش عشق تو * گرنه لال آيد زلال جاودانى كى خورد دل كه عشقت يافت بيرون آمد از بام دوكون * هر كه سلطان شد قفاى پاسبانى كى خورد گر كسى گويد شرابى خوردهام از دست دوست * پادشا با هر گدايى دوستگانى كى خورد جان ما خوش نوش دارى غم عشق تو خورد * با يقين عشق زهر بدگمانى كى خورد چون دل عطار در عشقت غم صد جان نخورد * پس غم اين تنگناى استخوانى كى خورد « 1 »
--> ( 1 ) - عطار نيشابورى ( غزليات ) .