شيخ حسين انصاريان

140

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

[ فَكُنْ لِلّهِ عَبْداً شَكُوراً بِالْقَولِ وَالدَّعْوى وَصِلْ صِدْقَ لِسانِكَ بِصَفاءِ سِرِّكَ فَإنَّهُ خَلَقَكَ فَعَزَّ وَجَلَّ أنْ تَكُونَ إرادَةٌ وَمَشِيَّةٌ لإحَدٍ إلّابِسابِقِ إرادَتِهِ وَمَشِيَّتِهِ ، فَاسْتَعْمِلِ الْعُبُودِيَّةَ فى الرِّضا بِحِكْمَتِهِ وَالْعِبادَةِ فى أداءِ أوامِرِهِ ] براى حضرت حق بنده بسيار شاكرى باش و شكرت فقط با زبان و ادعا نباشد ، بلكه بايد قول و گفتارت با پاكى نيت و حالات عالى درون هماهنگ شود . پس چون خداوند مهربان تو را آفريده و تو مملوك و عبد اويى ، چنان كن كه خواستهء تو وراى خواستهء حضرت او نباشد ، بلكه خواسته و ارادهء او را برخواسته و اراده خود مقدم بدان و اصولًا براى تو خواسته و اراده‌اى جز خواسته او نباشد ، اراده او نسبت به تو اين است كه براى هميشه در ذكر و شكر و عبوديت او باشى و لحظه‌اى از حضرت او غافل نمانى ، خداى نخواسته اگر به زبان دعوى بندگى كنى ، ولى در عمل آنچه لازمه بندگى است به جا نياورى پس كاذب و منافق خواهى بود و كذب و نفاق با مولاى حقيقى موجب خسران دارين است . و چون با مطالعه معارف و آثار و نظر در آيات خلقت و برنامه‌هاى آفرينش و طبيعت دانستى كه هيچ كس قدرت بر هيچ چيز ندارد و همه چيز منوط به حكمت و مصلحت اوست و وابسته به قدرت و مشيت پروردگارى است ، پس بندگى واقعى تو و عبوديت درونى تو بايد در رضايت و خشنودى تو به مقدرات و قضا و قدر و مصلحت‌خواهى او نسبت به تو باشد و در اتيان اوامر او آنچه شرط بندگى است به جاى آرى .