شيخ حسين انصاريان

126

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

حكايتى از نماز باران شهر قم در گير و دار جنگ جهانى دوم از قحطى و خشكسالى ناله داشت ، زمين‌ها خشك بود ، باغات در شرف انهدام قرار داشت ، مردم دچار مضيقه و سختى بودند ، عوامل مادى از حل مشكل به عجز نشسته بودند ، تنها راهى كه براى نزول باران وجود داشت ، يكى از دستورهاى مهم اسلامى بود و آن هم نماز باران . كم‌تر كسى به خود جرأت مىداد كه به اين مهم اقدام كند ، كسى را مىخواست كه قلبش به نور يقين منور و جانش در اتصال با عالم ملكوت باشد . آن كس كه به خويش با كمال اطمينان جرأت قدم نهادن در اين ميدان را داد ، مرجع بزرگ آن زمان مرحوم آيت‌اللّه العظمى حاج سيد محمد تقى خوانسارى بود ، مردى كه بارها براى دفع استعمارگران ، به ميدان جهاد رفته بود و براى احقاق حق مسلمانان پافشارى داشت . جمعيت زيادى با چشم گريان و دلى بريان و سر و پاى برهنه به رهبرى و پيشوايى آن مرد الهى به سوى خاك فرج قم حركت كردند . زمانى است كه متفقين در شهر قم قوا دارند و از نزديك ناظر اوضاعند ؛ ارتش كفر تصور ديگر داشت و حزب حق مقصدى ديگر ؛ قواى كفر پس از خبر شدن از حقيقت حال ، سخت در تعجب شد ، مگر ممكن است جمعيتى به سرپرستى يك مردى عالم با انجام عملياتى چند از آسمان باران به زمين بياورد ؟ ! پس از انجام مراسم باران در سه روز ، اشك آسمان بر زمين هم چون سيل باريدن گرفت ، به عنوان خبرى مهم در همه جا پخش شد ، من خودم چند نفر از آن‌هايى را كه در آن نماز شركت داشتند ، ديده‌ام و از زبان آنان داستان را شنيده‌ام ،