شيخ حسين انصاريان

85

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

بر رحمت خود بين و مبين بر گنه ما * ما غرق گناه از سر تا ناخن پاييم توحيد خاص الخاص اما توحيد خاص الخاص آن است كه از حق به حق سير كنند و آن سير آنگه باشد كه روح مقدس از همه مراكب حدوث پياده شود و علوش سفل شود و سفلش علو گردد و جهات و مكان و سير و زمان نزد او معزول شود و حمر خيال از اصطبل مركب نور براند و فهم و وهم را ميل نايافت در ديده كشد و حس حواس و ضمير بىعقل را معطل كند و عقل را به مقراض تنزيه زبان فضول ببرد و نفس رعنا را در بازار غيرت توحيد سر بردارد و لشگر هوى و شهوت را كه حزب شيطانند به صدمهء عشق بشكند و دل كه شهر خدايست بىعمارت عبوديت نگذارد و خانهء طبايع كه مملو است از اخلاق انسانى به توفان نيستى و معول هستى ويران كند و هستى صغرى و كبرى را با شواهد و دلايل در هم پيچد و در كتم عدم اندازد ، تا بىاثقال حدوث در قدم گامى چند بردارد و چون از ازدحام خلقيت بياسايد خود را به درياى نيستى دراندازد ، تا او از او فنا شود ، پس از بحر بقاى حق سر برآورد و بى خود حق را به حق بيند و بداند كه اين يك خطوت است از نيستى به هستى ، پس آن قدم بردارد و به قوت عبوديت به جناح ربوبيت در هواى هويت پرواز كند . حكيم صفاى اصفهانى در زمينهء فناى عاشق در معشوق گويد : ما رهرو فقريم و فنا راهبر ما * بى خويشتنى كو كه شود هم سفر ما اى آن‌كه زخود با خبرى در سفر عشق * زنهار نيايى كه نيابى خبر ما