شيخ حسين انصاريان

27

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

روى خويش بسته است ! ! خداوندا ! اسيران تن و بردگان شكم و شهوت ، از حيات چه فهميدند و از هستى كه خير محض است ، چه خيرى ديدند و از عنايات و الطاف خاصه تو چه بهره‌اى بردند ؟ صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بزرگوار تو ، امامان عزيز ، مصلحان ، انديشمندان ، عارفان ، حكيمان ، براى هدايت انسان چه فريادها كه نكشيدند و چه حكمت‌ها كه از خود بروز نداند و چه جان‌هاى شيرين كه در اين ميدان زندگى براى بيدارى انسان نثار راه تو نكردند ، ولى اين بدبخت اسيران تا آخر عمر انگار كر و كور زيستند و گويى در اين خط پرفيض هستى خبرى و ندايى و صدايى نبوده و برقى براى روشن شدن محيط زندگى اينان ندرخشيده . اين بيچاره‌ها چه با فضاحت زندگى كردند و چه تهيدست و دست خالى و بدون برداشت محصول مثبت از حيات و زندگى روز و شب گذراندند ، اينان بالاترين مايهء وجود را كه عمر است و در درياى خلقت گوهرى پرقيمت‌تر از آن يافت نمىشود با شيطان معامله كردند ، ولى در مقابل از اين دشمن غدار و ديرين انسانيت چيزى نگرفتند ! اينان جهان را كه بر عدل و علم و حكمت حق استوار است به بازيچه گرفتند و والاترين انسان‌ها را مسخره كرده و به آنان پوزخند زدند و ندانسته يا دانسته راهى كه نبايد بروند رفتند و با اين خط سيرشان هم خود را تباه كردند ، هم آنان كه در اشراف آنان مىزيستند . اينان خود را از پيشگاه مقدس تو دور كردند و لعنت ابدى براى خويش خريدند و آخرت پرنعمت را با دنياى دون عوض كرده و در اين معامله جز غضب و سخط و عذاب تو سودى نبردند .