شيخ حسين انصاريان
73
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
كردهايم ، يا دفتر محاسبات را گشودهايم ، يا كتاب مطالعه را مفتوح نمودهايم ، دل را به سوى اشتغال به امور ديگر مىفرستيم و از اصل عمل به كلى غافل شده ، يكوقت به حسب عادت به خود مىآييم كه به سلام نماز رسيدهايم ، حقيقتاً اين عبادت فضاحتآور است و اين مناجات شرمانگيز است . عزيزم ! تو مناجات با حق را مثل تكلّم با يك نفر از بندگان ناچيز حساب نكن ، چه شده است كه اگر با يك نفر از دوستان يا بيگانگان مشغولِ صحبت باشى ، مادام كه با او مذاكره مىكنى از غير غافلى و با تمام توجه به او مشغولى ، ولى به هنگام مكالمه و مناجات با ولى النعم و پروردگار عالميان به كلى از او منصرف و غافلى و به ديگر امور متوجهى ؟ ! آيا قدر بندگان از ذات مقدس حق افزون است يا تكلّم با آنها ارزشش از مناجات با قاضى الحاجات بيشتر است ؟ ! آرى ، من و تو حقيقت مناجات با حق را نمىدانيم ؛ تكاليف الهيه را سربار امور مىدانيم ، البته امرى كه تحميل بر شخص شد و سربار زندگى گرديد اهميت نخواهد داشت ؛ بايد سرچشمه را اصلاح كرد و ايمان به خدا و فرمايشهاى انبيا پيدا كرد تا كار اصلاح شود ، همهء بدبختىها از ضعف ايمان و سستى يقين است . ايمان سيد بن طاووس او را به جايى مىرساند كه روز اوّل تكليفش را عيد مىگيرد ، براى آنكه حق تعالى اجازهء ورود در مناجات به او را مرحمت كرده و او را مخلع به خلعت تكليف فرموده است : حقيقتاً تصور كن اين چه قلبى است كه اين قدر نورانيّت و صفا دارد . اگر عمل اين سيد جليل براى تو حجت نيست ، كار سيد الموحدين و اولاد معصومين عليهم السلام او كه براى تو حجت است ؛ نظر كن در حالات آن بزرگواران و كيفيت عبادت و مناجاتهاى آنها ، بعضى از آنها در وقت نماز رنگ مباركشان تغيير مىكرد و پشت مباركشان مىلرزيد ، از خوف اين كه مبادا در امر الهى لغزشى شود ،