شيخ حسين انصاريان

63

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

مثل اين كه كسى در برابر بزرگى حاضر شود و از او تعريف و ستايش كند ، ولى قلبش حاضر به تعريف و ستايش نباشد با زبان ، آن بزرگ را مدح كند ، ولى با دل و قلب هيچ توجهى به آن بزرگ نداشته باشد ! ! حال بنگريد كه انسان در برابر مولايى كه عالم به كل شىء ، و عليم به ذات صدور است ، بايستد و از او مدح و تمجيد و ستايش كند ، ولى دلش جاى ديگر باشد ، آيا حضور بدن و غيبت قلب پسنديدهء مولاست ؟ ! ! اصل حضور قلب و جان در پيشگاه با عظمت محبوبست و اگر قلب در حضور نباشد بدون شك بدن هم در حضور نيست ، بلكه حضور بدن قلّابى و بىثمر است ! ! براى حضور قلب در پيشگاه دوست نه فقط در عبادات بلكه در همه لحظات زندگى بايد به تصحيح نيّت اقدام كرد ؛ چون نيّت به معناى واقعى حاصل شود ، مسئلهء حضور تمام موجوديت در برابر يار تحقق پيدا مىكند ، آن وقت است كه انسان به بهترين وجه عبادت را به جاى آورده و در غير عبادت هم در عين عبادت است . اگر به عالم با صفاى معرفت قدم بگذاريم ، با چشم دل به ديدار جمال يار نايل شده و به چشيدن شربت حيات‌بخش عشق موفق خواهيم شد و اين عشق برخاسته از معرفت است كه در عبادت و غيرعبادت ما را با تمام وجود در محضر دوست حاضر نگاه مىدارد و ما را از گناه خطرناك غيبت - كه سرآمد همه گناهانست - حفظ مىكند ، راستى عشق برخاسته از معرفت عجب معجزهء عجيبى دارد ! ! الهى آن پير روشن دل مىگويد : مرحبا بر صفاى عالم عشق * آفرين بر روان آدم عشق