شيخ حسين انصاريان
134
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
گفت فصّاد آن رگ ديگر زنم * جانت از رنج و عنا فارغ كنم گفت آن هم جاى ليلاى من است * منزل آن سرو بالاى من است مىگشايم گفت ز آن دست دگر * گفت ليلى را در آن باشد مقر درهمى آن گه به آن فصّاد داد * گفت اينك مزدت اى استاد راد دارد اندر هر رگم ليلى مقام * هر بن مويم بود او را كنام « 1 » من چه گويم رگ چه و پى چيست آن * سر چه و جان چيست مجنون كيست آن من خود اى فصّاد مجنون نيستم * هرچه هستم من نيم ليليستم از تن من رگ چو بگشايى ز تيغ * تيغ تو بر ليلى آيد بىدريغ گو تن من خسته و رنجور باد * چشم بد از روى ليلى دور باد گو بسوز از تاب و تن اى جان من * تب مبادا بر تن جانان من گر من و صد هم چو من گردد هلاك * چون كه ليلى را بقا باشد چه باك من اگر مردم از اين ضيق النفس * گو سر ليلى سلامت باش و بس ساختم من جان خود قربان او * جان صد مجنون فداى جان او ياد حق ريشهء همهء آثار معنوى اخلاقى و اجتماعى كه در عبادت است در يك چيز است ، ياد حق و غير او را از ياد بردن . قرآن كريم در يكجا به اثر تربيتى و جنبهء تقويتى روحى عبادت اشاره مىكند و مىفرمايد :
--> ( 1 ) - كنام : جايگاه و استراحت گاه .