شيخ حسين انصاريان
121
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
قضا را چشم آن همسايه ناگاه * به هنگام حديث افتاد بر ماه چه آهنگر به رخسارش نظر كرد * طمع بر حسنِ آن رشك قمر كرد به جانش آتشِ شهوت برافروخت * كه اين آتش هزاران خانمان سوخت دلش در دام زلف آن گل اندام * مسخر شد چو مرغ خسته در دام شده شيرى شكار آهوى چشم * معاذ اللّه ز دست شهوت و خشم بسا دل كز نگاهى رفته از دست * سپرلطف حق است از تير اين شست نگاه ديده جانها داده بر باد * ز جور ديده دلها گشته ناشاد غرض مرغ خرد صيد هوس گشت * عجب عنقاى جان صيد مگس گشت دلش شد پاى بند آن پرى چهر * تعالى اللّه چه زنجيرى بود مهر بداد از كف همه دين و دلش را * كه سوزد برق شهوت حاصلش را چه حاجات زن غمديده بشنيد * به پاسخ با نويد و وجد و اميد بگفت اى جان اگر كامم برآرى * تو را بخشم هر آن حاجت كه دارى بگفتا شرمى اى منعم خدا را * بگفت ايزد ببخشد جرم ما را بگفت از شرع و آيين ياد كن ياد * بگفت اين دل به وصلت شاد كن شاد بگفت از راه شيطان باز شو باز * بگفت اى نازنين كم ناز شو ناز بگفتا پند قرآن گوش كن گوش * بگفت از جام غفران نوش كن نوش بگفت از آب چشمانم بينديش * بگفت آتش مزن بر اين دل ريش بگفت آهنگرا آهندلى چند * بترس از آتش قهر خداوند صفا كن دامن پاكم به يزدان * گناه آلودهء شهوت مگردان جوانمردا جوانمردى كن امروز * بكش نفس آتش عصيان ميفروز جوابش داد كى ماهِ گل اندام * گنه را توبه عذر آمد سرانجام به آب توبه چشم اى يار مهوش * نشاند شعلهء صد دوزخ آتش