شيخ حسين انصاريان
124
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
بخوانى و شيرينى ذكر حق را بيابى . يحيى گفت : غير از اين هم چيزى هست ؟ گفت : نه . يحيى گفت : از اين پس تعهد خدايى بر من است كه شكم خود را از غذا پر نكنم . ابليس هم گفت : به خدا قسم از اين به بعد ، هرگز مسلمانى را نصيحت نخواهم كرد « 1 » . 5 - طمع طمع ، از جمله درهايى است كه شيطان براى حكومت بر قلب از آن گذر مىكند . وقتى طمع بر دل غالب شد ، دائماً شيطان انسان را وادار به تصنّع در عمل و اخلاق و جلوه دادن خويش مىكند ، تا آن كسى كه انسان نسبت به او طمع كرده توجّهش به آدمى جلب شود و اينجا است كه انسان به ناچار گرفتار ريا و مكر و حيله و تلبيس شده و آنچه را انسان به آن طمع كرده گويى معبود انسان مىشود . از آن به بعد همّت انسان در جلب او و محبوب شدن نزد او خرج مىشود و براى به دست آوردن خشنودى فردى كه به او طمع بسته ، از هر درى وارد شده دست به هر عمل ناشايستى مىزند . حداقلّ بلايى كه در اين زمينه انسان دچار مىشود تعريف بى جا از طرف و سهلانگارى نسبت به غلطكارىهاى او و ترك امر به معروف و نهى از منكر است . نقل مىكنند : ابليس به نظر عبداللّه بن حنظله آمد و گفت : مىخواهم چيزى به تو بياموزم ! عبداللّه گفت : هيچ حاجتى به آموختن از تو ندارم . گفت : عبداللّه ! دقت كن اگر
--> ( 1 ) - المحاسن : 2 / 439 ، باب 37 ، حديث 297 ؛ وسائل الشيعة : 24 / 241 ، باب كراهة كثرة الأكل ، حديث 30438 ؛ بحار الأنوار : 63 / 334 ، باب 5 ، حديث 18 .