شيخ حسين انصاريان
101
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
يعنى حسد تمام حسنات را نابود كند ، چنان كه آتش هيزم را . دوّم : فعل معصيت ، چنان كه وهب گفت : حاسد را سه علامت است : چون حاضر شود تملّق و چاپلوسى كند و چون غايب شود غيبت كند و به مصيبت شاد شود و شماتت كند . گفتم : حاسد را اين خود تمام است كه خداى تعالى از شرّ او استفاده فرموده است : [ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ ] « 1 » هم چنان كه از آن شيطان فرموده است و حاسد را به منزلت شيطان و ساحر فرو آورده است . سوّم تعب و غم بىفايده ، بلكه وزر و معصيت ، چنان كه ابن السمّاك گويد : لَمْ أَرَ ظالِماً أَشْبَهُ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الْحاسِد . هيچ ظالم را نديدم كه به مظلوم مانندهتر بود چون حاسد . چهارم : دل كورى تا هيچ حكمى از احكام خداى تعالى فهم نكند . پنجم : محرومى و خذلان كه هرگز به مراد نرسد . چنان كه حاتم گفت : الضَّغينُ غَيْرَ ذى دينٍ ، وَالْعائِبُ غَيْرَ عابِدٍ ، وَالَّنمامُ غَيْرَ مأْمُونٍ ، وَالْحَسُودَ غَيْرَ مَنْصُورٍ . كينهورز بىدين است و عيب جوينده حق نيست و سخنچين امان ندارد و حسود يارى نشود . چگونه حسود به مراد رسد و مراد او آن است كه زوال نعمتهاى خداى تعالى از بندگان او بشود و چگونه بر اعدا نصرت يابد و اعداى او بندگان مؤمن خدايند و چه نيكو گفت ابو يعقوب : اللّهُمَّ صَبِّرْنا عَلى تَمامِ النِّعْمَةِ عَلى عِبادِكَ وَحُسْنِ حالِهِمْ .
--> ( 1 ) - فلق ( 113 ) : 5 .