شيخ حسين انصاريان

91

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

يُحِبُّ ، يَعْتَرِفُ بِالْحَقِّ قَبْلَ أَنْ يُشْهَدَ عَلَيْهِ ، لا يُضَيِّعُ مَا اسْتُحْفِظَ ، وَلا يَنْسى ما ذُكِّرَ وَلا يُنابِزُ بِالالْقابِ وَلا يُضارُّ بِالْجارِ وَلا يَشْمَتُ بِالْمَصائِبِ وَلا يَدْخُلُ فى الْباطِلِ وَلا يَخْرُجُ مِنَ الْحَقِّ ، آن كه بر او ستم كندبر وى ببخشايد و آن كه او را محروم نمايد با وى احسان كند و هر كه از او قطع نمايد به او بپيوندد . از زشتى بر كنار ، در گفتار ملايم ، ناپسند از او ناپديد ، نيكى از وى پديدار ، خيرش به مردم روى آورده و شرّش از آنان برگشته ، در سختىها زندگى با وقار و در برابر حوادث و مصائب بردبار و در دوران توانگرى شاكر حق ، از آنجا كه داراى عدالت و انصاف است دربارهء دشمن ستم نكند و گناه در كار محبّت دوست نياورد ، حق را هرچند به زيانش باشد اقرار نمايد پيش از آن كه بر او گواه آورند . آنچه را به دو سپارند ، از شدّت امانت‌دارى ضايع نكند و آنچه را نبايد از ياد بَرد به دست فراموشى نسپارد . احدى را به نام زشت نخواند ، به همسايه زيان نرساند ، از پيشامدهاى ناگوار ، مردم را با سرزنش و نكوهش نيازارد ، قدم در راه باطل نگذارد و از راه حق گام بيرون ننهد . نپويد راه باطل آن نكو نام * نه از حق يك قدم بيرون نهد گام چنين گفتند ارباب حقايق * چو بشكفتند چون باغ شقايق كه باشد در حقيقت باطل و حق * گدايى ابد شاهىّ مطلق به باطل گر جهان گيرى گدايى * چون حق را پيروى كشور گشايى حق آن هستى محض آمد كآنجا * نيارد نيستى هرگز نهد پا به حق پيوند اگر هشيارى اى دل * زباطل رشتهء اميد بگسل