شيخ حسين انصاريان

88

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

سراپا محو فرمان خدا گشت * به شام اين جهان شمع هدى گشت به جانش نور علم و حلم برتافت * به نيكوكارى و پرهيز بشتافت به دانش هر دلى روشن روان است * دلير و بردبار و مهربان است كه دانايى فزايد بردبارى * نكو كردارى و پرهيزكارى « 1 » قَدْ بَراهُمُ الْخَوْفُ بَرىءَ القِداحِ ، يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ النّاظِرُ فَيَحْسِبُهُمْ مَرْضى وَما بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ ، وَيَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَلَقَدْ خالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظيمٌ ، لا يَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمالِهِمْ الْقَليلَ ، وَلا يَسْتَكْثِرُونَ الْكَثيرَ ، فَهُمْ لِانْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ ، وَمِنْ أَعْمالِهِمْ مُشْفِقُونَ ، إِذا زُكّى أَحَدٌ مِنْهُمْ خافَ مِمّا يُقالُ لَهُ ! فَيَقُولُ : أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسى مِنْ غَيْرى ، وَرَبّى أَعْلَمُ بى مِنّى بِنَفْسى ، اللَّهُمَّ لا تُؤاخِذْنى بِما يَقُولُونَ ، وَاجْعَلْنى أَفْضَلَ مِمّا يَظُنُّونَ ، وَاغْفِرْ لى ما لا يَعْلَمُونَ . خوف از عظمت حق يا از عذاب قيامت چنان اندامشان را لاغر ساخته كه هركس آنان را ببيند پندارد كه بيمارند در صورتى كه به تن بيمار نيستند ، مردم از آنان به عنوان ديوانه ياد مىكنند ولى ديوانه نيستند ، امر بزرگى كه عبارت از عشق حق و شهود عظمت و يقين به آخرت است دل آنان را مستغرق درياى فكر و حيرت ساخته . از بس در احسان و نيكوكارى حريص و مشتاقند در طاعت و عبادت به عمل اندك راضى نگردند و بسيارى عبادت را هم بسيار نشمارند ، از خود بدگمان و از كردارشان هراسانند ، چون كسى از آنان مدح و ثنا گويد ترسان گشته و اعلام كند : من عيب خويش را بهتر از ديگران مىدانم و خداى من به من داناتر از خود من است ، بار خدايا ! به گفته مردم بر من مگير و مرا بهتر از آنچه گمان برده‌اند نصيب فرما و آنچه را از گناهان پنهان من نمىدانند بر من ببخشاى .

--> ( 1 ) - الهى قمشه‌اى .