شيخ حسين انصاريان

85

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

و مقدّر الهى پاىبندشان نبود از شدّت شوق به ثواب و بيم عقاب يك چشم به هم‌زدن مرغ روحشان در قفس جان درنگ نمىكرد . گر آنان را زمان وصل محبوب * نبودى در قضاى عشق مكتوب نبود آن شاهبازان را قفس جاى * كه شاهان را به زندان نيست مأواى چو سيمرغ از فضاى تنگ كونين * برون جستند در يك طرفة العين بر آن مرغ آمد اين خاكى قفس تنگ * كه بيند باغ گل فرسنگ فرسنگ چو آن مرغان جان بينند ياران * به گلزار جنان خوش چون هزاران چه گلزارى سراى انس با يار * وز آنجا نه رقيب آگه نه اغيار همه مشتاق پروازند ازين دام * كجا در دام تن گيرند آرام به جان مشتاق ديدار نگارند * به چشم شوق گريان زانتظارند همه غمگين زهجران حبيب‌اند * همه از وصل دلبر بىشكيب‌اند همه ايّام و سال و مه شمارند * كه روز وصل جانان جان سپارند عَظُمَ الْخالِقُ فى أنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مادونَهُ فى أعْيُنِهِمْ ، فَهُمْ وَالْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ مُنَعَّمُونَ ، وَهُمْ وَالنّارُ كَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ فيها مُعَذَّبُونَ . قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ ، وَشُرُورُهُمْ مَأمُونَةٌ ، وَأجْسادُهُمْ نَحيفَةٌ ، وَحاجاتُهُمْ خَفيفَةٌ ، وَأنْفُسُهُمْ عَفيفَةٌ ، صَبَرُوا أيّاماً قَصيرَةً أعْقَبَتْهُمْ راحَةً طَويلَةً ، تِجارَةً مُريحَةً يَسَّرَهَا لَهُمْ رَبُّهُمْ ، أرادَتْهُمُ الدُّنْيا فَلَمْ يُريدُوها ، وَأسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أنْفُسَهُمْ مِنْها ، أَمّا اللَّيْلُ مَضافّونَ أقْدامَهُمْ تالينَ لِأَجْزاءِ القُرْآنِ يُرَتِّلُونَهُ تَرْتيلًا ، عظمت حضرت آفريدگار را درك كرده ، بدين سبب خداوند در دنياى جان و دلشان بزرگ و غير حضرت حق هرچه كه هست كوچك است . ايمان و يقينشان به بهشت آن چنان است كه گويى بهشت را ديده و سال‌ها به