شيخ حسين انصاريان
25
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
اى فرشتگان ، شما خزائن تسبيح و تقديس آباد مىكنيد و « سبحان اللّه » و « الحمد للّه » مىگوييد كه آدميان گاه گداختهء بلاى مااند و گاه نواخت عطاى مااند ، گاهشان به شمشير قهر بسمل مىكنيم و گاهشان به نظر لطف مرهم مىنهيم . اهلدلى عاجز راه گشته بود و عمر در رنج بسر برده ، به آخر روزى چند جان مىكند ، پس سپرى شد ، بر سينهء وى ديدند نبشته كه « هذا قَتيلُ اللّه » « 1 » ! ! اين نكته را نبايد ناگفته گذاشت كه پس از رشد حالت عرفانى ، توقّف در هيچ يك از منازل آن جايز نيست بلكه تمام وجود انسان بايد به طرف محبوب تا رسيدن به اوج وصال در حركت باشد و لحظه به لحظه بايد از خطراتى كه به وسيلهء هواى نفس متوجّه انسان است برحذر بود و ايمنى ، خروج از دنيا همراه با ايمان و حالت تسليم به حق است . مكتبهاى مدّعى عرفان در سطور گذشته بيان شد كه عرفان واقعيّتى است الهى كه به صورت جذبه و حال در نهاد انسان ريشه دارد و سرچشمهء آن رحمت و عنايت خداست و رشد دهندهاش نبوّت انبيا و امامت امامان عليهم السلام و نصايح و مواعظ عالمان ربّانى است ، عالمانى كه شاگردان مخلص مكتب نبوّت و امامتاند . متأسّفانه در تاريخ حيات گروهى از اين جذبه و كشش و حال درونى انسان سوء استفاده كرده و جداى از قواعد الهى و حكمت ربّانى ، قواعد و دستورها و مسائلى از پيش خود ساخته و بشر جستجوگر را به سوى خود دعوت نموده و او را به راهى غير از راه حضرت محبوب انداختند و از حريم نبوّت و امامت دور كرده ، به ضلالت
--> ( 1 ) - اين كشتهء ما است ؛ روح الارواح : 350 .