شيخ حسين انصاريان

15

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

مىپوشاند و نور دانش جهل را فرارى مىدهد . به نور معرفت حق مشاهده مىشود ، به نور عقل حق پذيرفته مىگردد و به نور دانش به حق عمل مىشود . سالكان مسلك عشق مىگويند : براى رسيدن به حقّ و حقيقت ، بايستى مراحلى طى كرد ، تا نفس بتواند از حق و حقيقت بر طبق استعداد خود آگاهى حاصل كند . تفاوت اهل عرفان با فلاسفه اين است كه عارفان تنها گرد استدلال عقلى نمىگردند بلكه با وجود تصديق آن ، به يك مرحله‌اى كه فوق آن است قائل هستند ، و آن را مرحلهء شهود مىنامند ؛ مىگويند : پس از آن كه نفس از مقام حسّ و عقل و برهان صعود كند ، مىتواند با ممارست معنوى و معراج روحانى به مقام بالاترى ترقّى نمايد و حقايقى را بدون يارى برهان و حسّ دريابد و مشاهده كند و به طور كلى از مرحلهء دانش به مرحلهء بينش برسد و اين چنين دانش است كه در برابر حكمت استدلالى عرفان ناميده مىشود . عارف با اين بينش الهى كه با رياضتهاى شرعيه و تقواى خالص و توجّه به آيات قرآن و سنن مرسلين به دست آورده ، به توحيد شهودى رسيده و براى يافتن حق دنبال دليل نيست كه با عمق قلب اين معنا را يافته كه خود پيكرهء دليل ساخته و پرداختهء حق است و آن را آن قدرت نيست كه آينه تمام نماى حضرت محبوب باشد . چنان كه امام عارفان ، وجود مقدّس امام حسين عليه السلام در دعاى عرفه كه عرفان خالص اسلامى است ، به پيشگاه حضرت ربّ العزّة جلّ و علا در باب توحيد شهودى عرضه مىدارد :