شيخ حسين انصاريان
12
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
گستردگى مسئله ، ما را نسبت به اين معنا هشدار مىدهد كه هر كتابى گرچه معنون به عنوان عرفان باشد و هر شخصى گرچه مشهور به عرفان باشد ، قابليّت تغذيهء انسان را در اين جهت ندارد . كتابى كه مايههاى اصيل عرفان نظرى در آن است ، فقط كتابى است كه مطالبش را از سرچشمهء وحى و نبوّت انبيا و امامت امامان عليهم السلام گرفته باشد . و عارف حقيقى كسى است كه قواعد عرفان را از مقرّبان درگاه حق و صدّيقان و صالحان و اولياى واقعى گرفته باشد و خود را محقّق به آن حقايق نموده و جان را منوّر به نور ملكوت كرده باشد . بنابر نظر اوّل ، عرفان ، عبارت از حالى ملكوتى و مايهاى آسمانى و فطرى است كه در مرحلهء اوّل در عمق و جان و ذات نفس همراه با نور ايمان و يقين به قيامت تجلّى مىكند و سپس آثارش در اعمال و حركات و رفتار و اخلاق آدمى ظهور مىيابد . عرفان ، رشته و پيوند و اتّصال پر قدرتى است كه انسان خاك نشين را ، به سرّالسرّ عالم پاك ، يعنى مبدأ هستى پيوند مىدهد و از اين طريق تمام ابواب رحمت و بركت را به روى قلب و جان آدمى باز مىكند . عرفان ، از انسان موجودى برتر ، وجودى و الا ، منبعى پرخير ، متحرّكى توانا ،
--> داشتهاند . فرازهاى ادعيه اسلامى برگرفته از اشارات عرفانى است كه موجب رسوخ ذكر و ياد الهى در دل و باعث سير شهودى و كشف وجودى بارى تعالى در قلوب اهل كمال است كه از آن جمله مىتوان به دعاى كميل و دعاى ابوحمزه ثُمالى اشاره نمود . پس از امام على عليه السلام چهار تن به عنوان اركان شيعه معرفى شدهاند : سلمان فارسى ، ابوذر غفارى ، عمّار ياسر و مقداد بن عمرو . اين مجاهدان از صحابه و اهل صُفَّه بودند كه مىتوان آنها را از مخلصين بارگاه ربوبى و از مؤمنان پاك سرشت رسول اكرم صلى الله عليه و آله ، بالاخره از ياران امام على عليه السلام و از عرفاى به حق و دانايان شيعه واقعى و عرفان خالص به حساب آورد .