شيخ حسين انصاريان
103
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
دكان خلوت بنوش ، پس از نوشيدن تلخى دهان را با آب وفا مضمضه كن و نيكو كن مزهء دهان خود را به مسواك ترس و گرسنگى ، سپس به جهت آن كه قى عارض نگردد ، سيب قناعت را ببوى و لبهاى خود را به دستمال بازگشت از غير خدا پاك نماى ، پس اين شركت كه از تركيب آن دواها ساخته شد ، گناهان را بَرد و تو را به خداى بزرگ و داناى رازها نزديك مىكند « 1 » . چون اين كلمات را از آن طبيب دانشمند شنيدم ، تغيير كلّى در حالت من پديد گشت و من نيز قلم برداشته اين كلمات را براى وى نگاشتم : خداوند را بندگانى است كه درختان گناه را در ديده مىنشانند و آنها را به آب توبه بازگشت سيراب مىكنند ، بار آنها اندوه و پشيمانى است ، ميوهء آن را بىجنون مىچينند و بلادت و بلاهت را بر خود بسته ، بىآن كه درماندگى در كردار يا گنگى در گفتار آنها باشد ، اين گروه از دانشمندانند و معرفت دار به خدا و رسول ، از جام پاك وحدت مىنوشند و بر درازى بلا توانايى پيدا مىكنند ، دلهاى آنها در عالم ملكوت سرگشته و ترسان مىشود و بين پردههاى جبروت خيالاتشان حركت مىكند . پناه مىبرند به سايهء برگهاى پشيمانى و مطالعه مىكنند كتاب گناهان خود را و روح آنان دمساز شكيبايى و ترس مىگردد ، تا وقتى كه به اعلا درجه زهد برسند و همآغوش با نردبان ورع شوند . شكنجه و تلخى ترك دنيا را به خود مىخرند و آنگاه به ريسمان رهايى پيروز گردند و به گوشهء آسايش و تندرستى مىرسند ، روحشان به بلندىها رسد ، تا وقتى كه به باغهاى فراخى و آسودگى اقامت كنند ، فرو روند در درياى حيات الهى
--> ( 1 ) - مستدرك الوسائل : 12 / 171 حديث 13803 ، روايتى به همين مضمون از « عمّار ياسر » از قول اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده است .