شيخ حسين انصاريان

395

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

[ « 1 » اللَّهُمَّ إِنَّ أَحَداً لَا يَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غَايَةً إِلَّا حَصَلَ عَلَيْهِ مِنْ إِحْسَانِكَ مَا يُلْزِمُهُ شُكْراً « 2 » وَ لَا يَبْلُغُ مَبْلَغاً مِنْ طَاعَتِكَ وَ إِنِ اجْتَهَدَ إِلَّا كَانَ مُقَصِّراً دُونَ اسْتِحْقَاقِكَ بِفَضْلِكَ « 3 » فَأَشْكَرُ عِبَادِكَ عَاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ وَ أَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طَاعَتِكَ ] خدايا ! كسى از شكر گزاريت در حالى از احوال ، به نهايت شكر نمىرسد جز اين كه از احسانت نعمتى به دست مىآورد ، كه او را به شكرى ديگر وا مىدارد . و از آن‌جا كه نعمتت پيوسته و پىدرپى به بندگان مىرسد ، پس كسى را قدرت بر شكر نيست ، و از اطاعتت گرچه تلاش و كوشش كند به اندازه‌اى نمىرسد ، جز اين كه در برابر شايستگىات ، به سبب فضل و احسانت ، ناتوان از طاعت است ؛ بنابراين سپاس‌گزارترين بندگانت از سپاسگزاريت عاجز ، و عابدترين ايشان ، از اطاعتت ناتوان است . حقيقت شكر گروهى تصور مىكنند شكر به اين است كه وقتى خود را در درياى نعمت‌هاى الهى و به خصوص نعمت‌هاى مادى غوطه‌ور ديدند ، سر به جانب حق برداشته و بگويند : الحمدللَّه . بايد به اينان گفت : گفتن الحمدللَّه گرچه شكر است ولى تمام شكر و حقيقت شكر نيست ، بلكه مرتبه‌اى ضعيف از مراتب مسئلهء با عظمت شكر است .