شيخ حسين انصاريان

359

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

اضطراب نسبت به كردهء حق ، و ناخشنودى از قضا و حكم او چه در امور مادى و چه در امور معنوى نشان نزاع عبد با مولاست ، و نزاع عبد با مولا دليل بر دورى عبد از مولا و عدم معرفت بنده به حضرت حق است . بنده بايد بداند كه نسبت به مصالح خويش و علل سعادت و سلامت خود جاهل است ، و آن كه در حق او قضا و قدر مادّى و معنوى دارد علم بىنهايت در بىنهايت است ، و جاهل را نسزد كه با عالم ، بدون منطق و دليل ، به منازعت برخيزد ، كه منازعهء عبد با مولا به عصيان و معصيت كشد ، و عصيان و معصيت ، عبد را از نظر رحمت حق بيندازد . آن كه راضى به كردهء حق دربارهء خويش است ، تجلّى گاه معرفت و بصيرت است ، و با حضرت محبوب داراى معيّت مىباشد ، و چون اهل معرفت و داراى مقام معيّت است در راه رضاى او بلاى هر دو عالم تحمل كند ، و اندكى باك به خود راه ندهد . آن كه اختيار خويش بر اختيار مولا انتخاب كند ، از مقام معرفت و معيّت دور است و آن چنان مبتلاى به ضعف نفس و ناتوانى روح ، كه در راه حضرت دوست طاقت و تحمّل ذرّه‌اى بلا و رضا به دادهء او ندارد ! رضا به اين است كه آنچه از دوست مىرسد نيكو بينى ؛ چنان كه حضرت امام حسين عليه السلام وقتى كه در گودال قتلگاه با بدن مجروح و در شدّت تشنگى افتاده بود ، و در مقابل خود هفتاد و يك بدن قطعه قطعه مىديد كه هر يك از اولياى خاص الهى بودند ، و با گوش خويش صداى ضجّه و نالهء اهل بيت را مىشنيد ، صورت به خاك گذاشت و از صميم قلب با شورى عاشقانه به درگاه دوست چنين زمزمه كرد : الهى رِضىً بِقَضائِكَ ، صَبْراً عَلى بَلائِكَ ، تَسْليماً لَامْرِكَ لا مَعْبُودَ لى