شيخ حسين انصاريان

318

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

حضرت امير عليه السلام رفته در آن‌جا نماز شب بخوانيم . فرزند جوان كه برخاستن از بستر گرم در آن وقت شب برايش سخت بود در مقام عذرخواهى برآمده عرض كرد : پدرجان من اكنون آمادهء اين برنامه نيستم شما منتظر من نباشيد . فرمود : نه ، من اين‌جا ايستاده و منتظرم تا شما مهيّا شويد ، فرزند جوان به ناچار از جاى برخاست و وضو گرفت و دنبال پدر به راه افتاد . كنار درب صحن رسيدند ، در آن‌جا فقيرى را ديدند نشسته و دست سؤال براى گرفتن پول به سوى مردم دراز كرده است ! شيخ جعفر رو به فرزندش نمود و فرمود : اين شخص در اين وقت شب براى چه اين‌جا نشسته است ؟ عرض كرد : براى گدايى . فرمود : چه مقدار ممكن است از رهگذران عايد او شود ؟ عرضه داشت : احتمالًا يك تومان ( به پول آن زمان ) . فرمود : فرزندم درست فكر كن ، ببين اين آدم براى مبلغى ناچيز در اين وقت شب دست از راحت و استراحت و خواب ناز برداشته و دست ذلّت به سوى مردم دراز كرده ، آيا تو به اندازهء اين شخص اعتماد به وعده‌هاى حق دربارهء شب بيداران و متهجّدان ندارى كه فرموده : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْيُنٍ جَزَآءَ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ » « 1 » پس هيچ كس نمىداند چه چيزهايى كه مايهء شادمانى و خوشحالى آنان است به پاداش اعمالى كه همواره انجام مىداده‌اند ، براى آنان پنهان داشته‌اند . گفته‌اند : فرزند جوان از شنيدن اين سخن چنان متنبّه شد كه تا آخر عمر از سعادت شب بيدارى و تهجّد برخوردار بود . « 2 »

--> ( 1 ) - سجده ( 32 ) : 17 . ( 2 ) - شب مردان خدا : 44 .