شيخ حسين انصاريان
220
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
حضرت فرمود : ميل دارى بگو ، ميل ندارى نگو ، جوان به وحدانيّت حق اقرار كرد و به رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله گواهى داد و سپس مرد ؛ حضرت به پدرش فرمود : كارى به اين جنازه نداشته باش ، آنگاه به اصحاب فرمودند : او را غسل داده و كفن كنيد ، سپس نزد من بياوريد تا بر او نماز بگزارم ، و چون از خانه خارج شدند مرتب مىگفتند : خدا را شكر كه به دست من يك انسان از آتش جهنّم نجات پيدا كرد . « 1 » 2 - امام صادق عليه السلام مىفرمايد : مرگ كسى فرا رسيد به رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر دادند ، حضرت با عدّهاى بالاى سرش رفتند ، در حال بيهوشى بود ، فرمودند : اى ملك الموت ! دست نگاهدار از او سؤالى داشته باشم . فرمود : چه مىبينى ؟ عرضه داشت : سپيدى و سياهى زياد ، فرمود : كدام به تو نزديكترند ؟ عرض كرد : سياهى ، فرمود : بگو : اللَّهُمَّ اغْفِرْلِىَ الْكَثيرَ مِنْ مَعاصِيكَ ، وَاقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ مِنْ طاعَتِكَ . الهى ، بسيارى معاصى مرا بيامرز ، و طاعت و عبادت اندك مرا بپذير . پس از گفتن اين دو جمله بيهوش شد ، حضرت فرمود : ملك الموت آسان بگير تا از او سؤالى كنم ، از بيهوشى درآمد ، فرمود : چه مىبينى ؟ گفت : سياهى و سپيدى زياد ، فرمود : كدام به تو نزديكترند ؟ عرضه داشت : سپيدى ، حضرت فرمود : غَفَرَاللَّهُ لِصاحِبِكُمْ . « 2 » خداوند دوست شما را مورد بخشش و مغفرت و لطف و رحمت و كرم و عنايت قرار داد . 3 - رسول خدا صلى الله عليه و آله با جمعى از ياران از مدينه خارج شدند ، هوا به شدّت گرم
--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 22 / 73 ، باب 37 ، حديث 25 ؛ الأمالى ، شيخ صدوق : 397 ، حديث 10 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 6 / 195 ، باب 7 ، حديث 48 ؛ الكافى : 3 / 124 ، حديث 10 .