شيخ حسين انصاريان
161
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
مىنمايد . هوا يعنى خواستن بى محاسبه ، و همين است كه اصالتها و حقايق را از جلوى چشم و عقل و وجدان دور مىكند . اين همان « مىخواهم » است كه به هيچ علّت و دليلى جز خود تكيه ندارد و اين يك سخن بى اساس است كه در موقع سؤال از كسى كه مطابق هوا عمل كرده به عنوان جواب بگويد : دلم خواست ، كدام دل ؟ ! تو همى گوئى مرا دل نيز هست * دل فراز عرش باشد نى به پست اگر با اين دشمن مبارزه نشود ، و اين عامل خطرناك از صحنهء حيات دفع نشود ، و اين مرض علاج نگردد ، به هوا محورى مىانجامد كه تا سر حدّ معبوديّت « خدا را كنار زدن و خود بجاى او نشستن » پيش مىرود . هواپرستى انسان را از استفاده كردن از آيات خدا باز مىدارد ، و آدمى را برده و بندهء شيطان مىسازد ، و از منافع هدايت محروم و دچار ضربههاى ضلالت و غوايت مىنمايد . هواپرستى انسان را از درجات عرشى و بركات معنوى ، و واقعيّتهاى ملكوتى به دركات پستى و ماده پرستى و تنبلى و سستى سوق مىدهد . هواپرستى صفات انسانى و ملكات الهى را از انسان سلب ، و او را به حيوانى درنده و به تعبير قرآن به سگى پارس كننده مبدّل مىكند . قرآن دربارهء مردى كه در بنى اسرائيل دچار هواپرستى شد مىفرمايد : وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذى آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَاتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ * وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ اخْلَدَ الَى الاْرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ انْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ اوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ