شيخ حسين انصاريان

155

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

هر جا مَهى است پيش رخت هست ناتمام * ماه تمام روى زمين و زمان تويى يوسف اگر چه بود به خوبى عزيز مصر * حالا به ملك حُسن ، عزيز جهان تويى گر صدهزار مهر بنا نمايند مهوشان * ايشان ستمگرند همين مهربان تويى گر دل ز درد خون شد و گر جان به لب رسيد * غم نيست چون طبيب منِ ناتوان تويى گر جان به باد داد هلالى از آن چه باك * جانى كه هست در تنِ او جاودان تويى ( هلالى جغتايى ) 5 - بيم اهل تقوى به او منتهى مىگردد تقوا كه همان نيروى ضبط نفس و خود نگهدارى از بى پروائى در مسئلهء گناه و رعايت جانب حق است ، طبعاً ملازم با نوعى بيم و هراس مىباشد . و قهراً آدمى را از افتادن در گناه باز مىدارد . اين حال خوف و نگرانى از عواقب طغيان بر خدا ، ممكن است در ابتداى امر از تصوّر كيفرهاى اخروى و يا عوامل ديگر از جهات اخلاقى و اجتماعى در انسان به وجود آيد ، ولى كم‌كم بر اثر اشتداد درجهء عرفان به مقام ربوبيّت و آشنائى بيشتر با كانون عزّ و جلال و قهّاريّت حضرت حق ، آن حال خوف و نگرانى از آيندهء كار ، تبديل به حال خشيت و انكسار و خشوع روح از درك مهابت حضرت قهّار مىگردد ، و آدم آگاه هر چند بى گناه را هم مىلرزاند .