شيخ حسين انصاريان
29
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
و تو هدايتكنندهء كوردلان از گمراهىشان نيستى ، و نمىتوانى [ دعوتت را ] جز به آنان كه به آيات ما ايمان مىآورند و تسليم [ فرمانها و احكام ] خدا هستند ، بشنوانى . آرى ، اين امتناع از بصيرت و آگاهى تا جايى در دل نادان رخنه مىكند كه در تاريخ مىخوانيم وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام براى مردم خطبه مىخواند و مىفرمود : سَلُونى قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونى . از من هر چه مىخواهيد بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد . اى مردم ! از من سؤال كنيد هر چه مىخواهيد و لازم داريد تا روز قيامت ، تا پاسخ آن را براى شما بگويم كه از راه راست گمراه نشويد ، آن صحابى نادان و بىفكر از جا برمىخيزد به جاى اين كه از مسائل دينى و دستورهاى الهى سؤال كند ، مىپرسد : يا اميرالمؤمنين ! اخْبِرْنى كَمْ فى رَأْسى وَ لِحْيَتى مِنْ طاقَةِ شَعْرٍ . « 1 » خبر بده مرا كه بر سر و صورتم چند دستهء مو وجود دارد . حال مولا جواب اين شخص نادان را چه بدهد ؟ امام عليه السلام از چه مىپرسد ، او چه مىخواهد ، يك چنين شخصى قابل هدايت نيست هر چند امام عليه السلام و راهنمايان دين براى او درس بگذارند و راههاى بصيرت و بينش را به او نشان دهند ، چون خود او مىخواهد كوردل بماند ، مگر مىشود او را بينا كرد . يكى ديگر از عوامل تضعيف بصيرت تمنيات و آرزوهاى واهى بشر است كه آدمى را از مشاهدهء واقعيت باز مىدارد .
--> ( 1 ) - بحار الأنوار : 10 / 125 ، باب 8 ، حديث 5 ؛ الاحتجاج : 1 / 261 .