شيخ حسين انصاريان

27

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

خود با بيراهه رفتن نسبت به حق ، و تحريف در گفتار ، يا ترس از راستگويى يارى نمىنمايد . و در جاى ديگر به اين مضمون بيان مىفرمايد : انَّما الدُّنْيا مُنْتَهى بَصَرِ الْأَعْمى لايُبْصِرُها مِمَّا وَراءَها شَيْئاً وَ الْبَصيرُ يَنْفُذُها بَصَرُهُ وَ يَعْلَمُ انَّ الدَّارَ وَراءَها فَالْبَصيرُ مِنْها شاخِصٌ وَ الْأَعْمى الَيْها شاخِصٌ وَ الْبَصيرُ مِنْها مُتَزَوَّدٌ وَ الْأَعْمى لَها مُتَزَوَّدٌ . « 1 » دنيا آخرين مرز ديد كوردل است كه هيچ چيزى را در وراى آن نمىبيند و بينا ديده‌اش را از دنيا نفوذ نمىدهد ، و مىداند كه از پى آن خانهء آخرت است . پس بينا از دنيا به آخرت سفر مىكند ، و كوردل به سوى دنيا سفر مىنمايد . بينا از دنيا توشه برمىگيرد ، و كوردل براى آن تهيهء توشه مىبيند . حال هر كس بايد خود بينديشد كه تا چه اندازه در اين راه كه همان به دست آوردن بصيرت مىباشد موفّق بوده است ، البته به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه بصير شدن تنها مهم نيست ، با بصيرت ماندن تا آخر عمر اهميت دارد و اگر كسى بخواهد بصير باقى بماند بايد عواملى را كه موجب از بين رفتن بصيرت و آگاهى مىشود مرتكب نشود ، به عبارت ديگر : بايد ببيند ضد بينش و آگاهى چيست و از آنها دورى كند . عوامل تضعيف بصيرت يكى از عوامل تضعيف بصيرت يا از بين رفتن بينش ، كوتاهى و نخواستن خود انسان است كه خداوند مىفرمايد :

--> ( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 133 ؛ غرر الحكم : 132 ، حديث 2277 .