شيخ حسين انصاريان

89

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

به عابد گفت چه مىخواهى ؟ گفت : اين چهار درهم را بگير و خوراك و نوشابه و عطر فراهم كن تا با تو درآميزم . زن رفت وقطعه‌اى گوشت خر مرده پيدا كرد ، و بول كهنه در ميان تنگ ريخت و نزد او آمد ، گفت : اى زن ! اين خوراك توست ؟ گفت : آرى ، گفت : مرا بدان نيازى نيست ، اين نوشابه را هم نمىخواهم برو خود را آماده كن . زن رفت و تا توانست خود را به نجاست آلوده كرد چون عابد او را بوئيد نفرت كرد و گفت : به خود تو هم نيازى نداريم چون بامداد شد بر در خانه آن زن نوشته بود : خدا فلان زن بدكاره را براى خاطر فلان عابد آمرزيد ! ! « 1 »

--> ( 1 ) - الكافى : 8 / 384 ، حديث 584 ؛ بحار الأنوار : 14 / 495 ، باب 32 ، حديث 20 .