شيخ حسين انصاريان

65

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

برود از الطاف الهى بى نصيب مىماند و شيطان بر او مسلّط مىشود ، با اين حال راه برگشت باز است و رهبرى انبيا همچنان ادامه دارد . بنابراين وجود شيطان در مجموعهء نظام آفرينش خير و رحمت است . شيطان ، خود به موجب نافرمانى و عصيانى كه كرده مرتكب گناه شده و اما وسوسهء او نه موجب جبر است و نه مانع تكامل كسى مىشود ، حال اگر او اين مأموريت را انجام مىدهد مسئلهء ديگرى است . بر خلاف آنچه گفته مىشود : الْمَأَمُورُ مَعْذُورٌ . اگر كسى مأمور كار بدى شد در اثر بدرفتارى خودش باز هم معذور نيست ؛ زيرا چون مرتكب خلاف شد او را مأمور وسوسه كردند و چون تبهكار بود ، او را مأمور وسوسه براى تبهكارى كردند ، مانند آن كه كسى عمداً خودش را از بالا پرت كند و در بين راه آسيب ببيند ، اين آسيب ديدن محصول آن تعهّد در سقوط است ، بنابراين معذور هم نيست ؛ زيرا اين مأموريت به دنبال آن عصيان و تبهكارى او صورت گرفته است . سؤال اين است كه اگر شيطان به اذن خدا كار كند ، بنابراين گناهى را مرتكب نمىشود ، در صورتى كه هر چه خير است از جانب خداست ! ! شيطان به اذن خدا كار مىكند . و گناهى را هم مرتكب شده است ، آن گناه و عصيان استكبارى او در برابر خدا و « من گفتن او » باعث شده كه مأمور وسوسه شود ، اين وسوسه بد است و اين كار بد در اثر بدرفتارى شيطان مىباشد ، ولى وجود شيطان در جمع و اصل وسوسه در كل نظام انسانى خير و رحمت است ؛ زيرا وسوسه جز دعوت به شر چيزى نيست ، اگر دعوت به شرّ نمىبود انسان يا در حد حيوان بود و يا در حد فرشته ، در حالى كه اديان ، شرايع ، كتابها براى حدّ ميانگين مطرح مىشود ، در همين حدّ ميانگين امكان گناه است ، چون انسان مىتواند گناه كند و مىتواند اطاعت نمايد و مىتواند نجد فضيلت را طى كند يا نجد رذيلت را :