شيخ حسين انصاريان
333
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
و همواره با نيكىِ [ عبادت ] زشتى و پليدى [ گناه ] را دفع مىكنند [ و با خوبىهاى خود نسبت به مردم ، بدىهاى آنان را نسبت به خود بر طرف مىنمايند ] ، اينانند كه فرجام نيك آن سراى ، ويژهء آنان است . امامان بزرگوار شيعه كه از جانب حضرت حق در تمام زمينههاى زندگى اسوه و سرمشق هستند تا در دنيا مىزيستند ، از جانب مردم زمانه و اقوام و بعضى از دوستان و همه دشمنان در معرض آزارها و اذيتها ، و به خصوص ناراحتىهاى روحى بودند ، ولى در برابر همهء آن رنجها صبر و استقامت پيشه كردند و خوبىهاى اخلاقى و عملى خود را در برابر بدىهاى مردم به عنوان پاسخ قرار دادند و از اين طريق علاوه بر اين كه درسهاى الهى و ملكوتى براى بشر به يادگار گذاردند ، روى تاريخ انسانيّت را چون روز روشن و نورانى كردند ! حكايت شخصى از اهل شام به مدينه آمد ، مردى را ديد در كنارى نشسته ، توجهش به او جلب شد ، پرسيد اين مرد كيست ؟ گفتند : حسين بن على بن ابى طالب عليهما السلام ، سوابق تبليغاتى عجيبى كه در روحش رسوخ كرده بود ، موجب شد كه ديگ خشمش به جوش آيد و تا مىتواند سبّ و دشنام نثار آن حضرت بنمايد ، آنچه خواست گفت و در اين زمينه عقدهء دل گشود ، امام عليه السلام بدون آن كه خشم بگيرد ، و اظهار ناراحتى كند ، نگاهى پر از مهر و عطوفت به او كرد ، و پس از آن كه چند آيه از قرآن - مبنى بر حسن خلق و عفو و اغماض - قرائت كرد به او فرمود : ما براى هر نوع خدمت و كمك به تو آمادهايم ، آنگاه از او پرسيد ، آيا از اهل شامى ؟ جواب داد : آرى ، فرمود : من با اين خلق و خوى سابقه دارم و سرچشمهء آن را مىدانم . پس از آن فرمود : تو در شهر ما غريبى ، اگر احتياجى دارى حاضريم به تو كمك