شيخ حسين انصاريان
297
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
[ وَ عَمِّرْنِي مَا كَانَ عُمُرِي بِذْلَةً فِي طَاعَتِكَ فَإِذَا كَانَ عُمُرِي مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ فَاقْبِضْنِي إِلَيْكَ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَيَّ أَوْ يَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَيَّ ] و مرا زنده دار ، مادامى كه عمرم در طاعت تو به كار رود ، و هنگامى كه عمرم بخواهد چراگاه شيطان شود ، جانم را بستان پيش از آن كه دشمنى و نفرتت بر من پيشى گيرد ، يا خشمت نسبت به من محكم و استوار شود . عمر با بركت امام صادق عليه السلام به مفضّل بن عمر در حكمت بىخبرى آدمى از اندازهء عمرش مىفرمايد : اينك اى مفضّل ! دربارهء پوشيده بودن مدّت عمر انسان بينديش ؛ زيرا اگر بداند كه مدت عمرش چقدر است و عمرش كوتاه باشد ؛ زندگى بر او ناگوار شود چون منتظر است كه مرگ در زمانى كه مىداند ، فرا مىرسد ؛ بلكه مانند كسى است كه مالش از بين رفته يا در آستانهء نابودن شدن باشد . چنين كسى از ترس نابود شدن اموالش و گرفتارشدن به فقر در عمل احساس فقر مىكند . اين در حالى است كه ترس از به سر آمدن عمر به مراتب بيشتر از ترس از نابودن شدن اموال است ؛ زيرا كسى كه ثروتش كم شود به اميد اين كه آن را جايگزين كند آرامش پيدا مىكند ، اما كسى كه به تمام شدن عمرش يقين داشته باشد ، نااميدى وجودش را فرامىگيرد . اما اگر عمرش دراز باشد و بداند هنوز خواهد بود . چه بسا غرق لذّتها و گناهان