شيخ حسين انصاريان
217
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
به محضر مقدّسش كه جز او نمىشناسند و غير او نمىدانند ، و منهاى او نمىبينند و نمىخواهند ، و اين همه عظمت و شگفتى در ايمان و يقين را از انبيا و امامان و يكى شدن با قرآن گرفتهاند . عرضه مىدارند : دل چون آئينه اگر پاك و مصفّا باشد * رخ دلدار در آن آينه پيدا باشد نيست از كوى وفا ، ميل بهشتم كه به من * پايهء ديوار دلم سايهء طوبا باشد شركت چشمت زمژه خنجر خونريز به كف * مست و بى باك زهر سو پى يغما باشد گفته بودى كه به شمشير غمت خواهم كشت * بكش اى جان كه مرا عين تمنا باشد جز دل آزاريت اى جان نبود كاردگر * غم هجر تو مرا چون شب يلدا باشد درد بيمار محبت به دوا به نشود * گر طبيب سربالينش مسيحا باشد هست مستورى معشوق پسنديده ولى * شيوهء عاشقى آنست كه رسوا باشد هر كه بيند رخ تو محو تماشا گردد * رخ خوب تو مگر دفتر مانا باشد عندليبا همه مرغان به نوا آمده اند * مگر آن گل به چمن گرم تماشا باشد ( عندليب )