شيخ حسين انصاريان

70

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

« اكثريت جوامع و ملل تا اوايل قرن رنسانس در كنترل شهوات كم اراده و ضعيف بودند ، جنايات جنسى در حدى البته در بيشتر موارد به صورت پنهان و به دور از چشم ديگران در جهت حفظ آبرو و موقعيت وجود داشت ، ولى در عصر رنسانس و به خصوص از زمانى كه يهوديان و دانشمندان آنان تحت عنوان روانشناس و اقتصاددان و جامعه‌شناس ، ميدان تاخت و تاز در حيات انسان پيدا كردند همان ارادهء كم و ضعيف را كه گاهى حافظ شرف بود ؛ در پهنه‌گاه زندگى دچار نمودند كه در تاريخ حيات انسان سابقه نداشت . تسلط فرهنگ بىبند و بارى بر اثر روابط بين‌المللى بر ممالك آسيا و اروپا ، گروه كثيرى از مردم اين نواحى را همانند آن حيوانات وحشى به چاه جهنّمى فساد كشيد . حاكمان جهان مىبايست با قواعد الهى و منطقى و عقلى ، ارادهء ضعيف مردم را نسبت به كنترل شهوات تقويت مىكردند تا جهان تبديل به گلستانى از واقعيت‌ها و حقايق مىشد و هر كس در هر برنامه‌اى قانع به حق خود ، زندگى مىكرد ولى با كمال تأسف حاكمان در روى زمين ، خودشان از نيروى اراده بىنصيب و در بسيارى از برنامه‌ها غرق در شهوات بىقيد و شرط بودند و جهانيان از باب : النّاسُ عَلى دينِ مُلُوكِهِمْ . « 1 » مردم بر آيين و روش حاكمانشان مىباشند . به اين فضاحت و رسوايى درافتادند . كار فضاحت انسان در مسألهء هوا و هواپرستى و شهوت و شهوات به جايى رسيده كه براى اقناع خود ، به دست دست‌اندركاران علوم مادى ، منكر فضايل اخلاقى شده و حقايق انسانى و خصال ملكوتى را كه با ذات بشر و فطرت او عجين است و خميرمايهء شرف و كرامت و فضيلت اوست امورى اعتبارى و معلول

--> ( 1 ) - كشف الغمة : 2 / 21 ؛ بحار الأنوار : 102 / 8 ، باب 6 .