شيخ حسين انصاريان
436
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
زيرا هيچ كس به غير خداى متعال اميد نبست مگر آن كه ناكام ماند . زيرا اميدهاى دروغين انسان را گرفتار ترس حقيقى مىكند و به درهاى بستهاى برمىخورد كه چارهاى غير از بازگشت به سوى حق ندارد . اميد و رجا در كلام نراقى مرحوم ملا احمد نراقى در فصل بيان صفت رجا مىنويسد : « ضد يأس از رحمت خدا اميدوارى به اوست كه آن را صفت رجا گويند و رجا عبارت است از انبساط سرور در دل به جهت انتظار امر محبوبى و اين سرور و انبساط را وقتى رجا و اميدوارى گويند كه آدمى بسيارى از اسباب رسيدن به محبوب را تحصيل كرده باشد . . . و اگر كسى بعضى اسباب را تحصيل نكرده كه حصول محبوب مشكوك فيه باشد آن را آرزو و تمنى گويند ، مثل آن كه تخم را به زمين قابلى افكنند اما در آب دادن كوتاهى و تقصير نمايند . . . طريقهء تحصيل آن اين است كه در اسباب اميدوارى تأمل كند و آنها را بر دل خود نقش كند و تكرار كند و پيوسته متذكر آنها بوده باشد ، پس ملاحظه نمايد در نعمتهاى فراوان و كرامتهاى بىپايان كه در دنيا به بندگان خود نموده . . . » « 1 » در نكوهش صفت نااميدى همين بس كه آدم را از دوستى خدا كه سرآمد همهء فضايل و بالاترين آنهاست ، باز مىدارد ؛ زيرا تا كسى به كسى اميدوار نباشد او را دوست نمىدارد . پس گمان نيك به خدا موجب فراگيرى رحمت خداوند مىگردد . در روايت آمده است : « مردى در بنى اسرائيل مردم را از رحمت و لطف خداوند نااميد مىكرد و آنان را مىترساند ؛ در روز قيامت خدا به او خواهد فرمود : امروز من تو را از رحمت خود
--> ( 1 ) - معراج السّعادة : 149 ، فصل در بيان صفت رجا .