شيخ حسين انصاريان

429

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

بر اين پايه براى رسيدن به آن بايد موانع رسيدن و نزديك شدن به نور را از ميان برداشت . هر گاه پرده‌هاى شناخت مبدأ هستى كنار برود ، روشنى دانش و سپيدهء حق در دل انسان جلوه‌گر مىشود ، سپس حُبّ و قُرب به حق پيدا مىگردد . هر گاه عشق پديد آمد ، آتش آن رفته رفته بنده را در حق فانى مىسازد و او را به قرب حق و مقام بندگى مىرساند . پس حقيقت آزادى ، آزادى از خود و تعلقات آن است . چنان كه مولا على عليه السلام فرمود : مَنْ تَرَكَ الشَّهَواتِ كانَ حُرّاً . « 1 » كسى كه خواهش‌هاى نفسانى را رها سازد ، آزاده است . به عبارت ديگر كسى از هواى نفس آزاد نمىشود ، مگر آن كه به شناخت دوست برسد و دوستى خداوند آتشى است كه از چيزى گذر نمىكند مگر آن كه او را مىسوزاند پس هرگاه محبت خداوند در دلى بيفتد ، دلش را از همه سرگرمىها و خواهش‌هاى غير حق رها مىسازد و جان را از ياد هر چه دوست نماست ؛ خالى مىنمايد . از اين رو در پيرامون كلام خداوند كه مىفرمايد : دوستان در روز قيامت همه دشمنند ، مگر پرهيزگاران ؛ امام صادق عليه السلام مىفرمايد : لِأَنَّ أَصْلَ الْحُبِّ التَّبَرِّى عَنْ سِوىَ الْمَحْبُوبِ . « 2 » ريشه و حقيقت دوستى ، دورى جستن از هر كس و هر چيزى به غير از معشوق است . گناه از موانع راه شناخت دوست است چه رسد كه بر عمل آن اصرار ورزد ؛ زيرا پافشارى بر ارتكاب جرم علاوه بر اين كه همكارى با شيطان است ؛ از يك سو نشانهء

--> ( 1 ) - تحف العقول : 99 ؛ بحار الأنوار : 75 / 91 ، باب 16 ، حديث 98 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 66 / 251 ، باب 36 ، حديث 30 ؛ مصباح الشريعة : 194 .